|
همه چیز را گردن میگیرم
اعتراف میکنم که…
فقط،
نه اعدامم کن نه تبعید
قول بده
محکومم کنی
به حبس ابد
در خانه قلبت…
ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط مرسده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 23:19
|

من،شب،واگنی خالی
امید پایان تنهایی
و صدایی که همواره میگوید:
" دلم برایت تنگ است ،نمی آیی؟"
ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط مرسده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 20:47
|
بازی باد و درختان برپا
آسمان ابري
پنجره فاصله است
شيشه را بشکن
برف می بارد
سر زلفت را گير
نکند باد برد آن را دور
چهره ات را
نکند برف کند آن را پير
بازی باد و درختان برجاست
درپی برف روان است باد
ميکند رقص کنارش اشجار
پنجره فاصله است
شيشه را بشکن
برف مي بارد
دل من مايه ی بدبختی و تنهايی
برف تسکين و نجات
زير بارش تنها
ابر می بارد و می بارد
برف ريز آسمان
ياد آور توست
برف می بارد
shereno.com
ادامه مطلب
|
نوشته شده توسط مرسده در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 19:40