تبليغاتX
♥♥ عشق یعنی آزادی ♥♥

چقد زود

دیر شد...

حاضر بودم

تموم زندگیمو بدم

تا یه بار

فقط یه باردیگه

مس اون اولا

بگی...

بگی دوست دارم

اون وقتا چشامو که میبستم

فکر میکردم که از من خوشبخت تر کسی نیست!!!

حالا از این دنیای بزرگ

فقط رویای تو مال منه

وروزهایی که

خاطره شدند...

تو دیگه نیستی ومن

به این فکر میکنم

که چقد زود

دیر شد.....

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 19:52
دیشب...

دیشب

 تمام نامه ها رو پاره کردم

اونا

تمام حرفایی بودن

که فرصت نشد بهت بگم...

دیشب

تمام نامه هارو پاره کردم

احساس کردم

عشقی که میتونست گرمم کنه

آتیشم زد

دیشب

نامه هارو پاره کردم

ذره ذره

اونقد که دیگه دیده نشد

ومن تمام احساسات و خاطراتم رو دیدم

لابه لای یه مشت کاغذ

واسه همیشه

گم شد....

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 19:51
Logo and Graphics Generator