تبليغاتX
♥♥ عشق یعنی آزادی ♥♥
زدم و دلت را شکستم

زدم و دلت را شکستم

با زندگی بی حساب شدم

مادر

خواهرانم

برادرانم

رفقایم

مرا ببخشید...

از دل شکستن خوشم آمده است

گرچه میدانم کار خوبی نیست

اما از حالا به بعد

چاره دیگری ندارم

هیچ کاری را

 به این خوبی بلد نیستم ...

وشما

شما هیچ کاری را

به این خوبی یادم ندادید

پس آماده باشید

دل بعدی

شاید ،

شاید دل شما باشد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 19:50
انتظار

 

 

 

 

 

 

تلفن زنگ میزند

و

کسی پشت خط نیست

سنگی به پنجره میخورد

و

کسی در حیاط نیست

زنگ خانه به صدا در می آید

....

باز هم تو نیامده ای!

شب

وقتی در خوابم

دستی دور کمرم حلقه میشود

تویی مرگ؟!

چقدر در انتظارم گذاشتی...

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در جمعه نوزدهم خرداد 1385 و ساعت 19:48
اخوان ثالث

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 15:16
غریبه

 

 

 

 

 

نمیدانم

گنجشک ها که همه  شبیه همند

چه طور یکدیگر را میشناسند

و نمیدانم چقدر شبیه من هست

که تو دیگر مرا نمیشناسی............

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 22:51
مثل دیگران

از تو میترسم

نگاهم که نمیکنی

شبیه دیگران میشوی

دیگرانی که

مرا نمیبینند

میترسم

فکر میکنم

نگاه میکنم

چقدر شبیه دیگران شده ای....!

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرسده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 22:35
Logo and Graphics Generator